تبليغاتX
۞ بي تو مهتاب شبي ۞
 
   

 

۞ بي تو مهتاب شبي ۞
 و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

مهرزاد

انگار فروشنده ای مغموم که بادکنک های خیالی اش را باد برده باشد، می نشینیم تنگ غروبی ابدی، و خیره می مانیم به سایه هایی که می آیند و می روند.
رهگذران مکدر برایمان سکه های ترحم پرت می کنند،
و صدایی از دور در باد می پیچد:
«هرکه آمد دادوفریادی فراوان کرد و رفت»
... آبروی اندکِ مان را توان ضمانتی اگر باشد و چشمان بی رمقِ مان را ذوق باریدنی، نذر آرامش این دل مسموم می کنیم، مگر از بیماری برخیزد و دوباره نام معطر تو را در خویش زمزمه کند.
meh_pen@yahoo.com

» دی 1390
» آذر 1390
» آبان 1390
» مهر 1390
» شهریور 1390
» مرداد 1390
» تیر 1390
» خرداد 1390
» اردیبهشت 1390
» فروردین 1390
» اسفند 1389
» بهمن 1389
» دی 1389
» آذر 1389
» آبان 1389
» مهر 1389
» شهریور 1389
» مرداد 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» اردیبهشت 1389
» فروردین 1389
» اسفند 1388
» بهمن 1388
» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» آرشيو
» گنجينه واژگان پارسی
» جوونك مبتذل
» محک
» سفارش بافتنی دست بافت با قیمت خیلی مناسب
» کتاب صوتی
» مختارنامه توهین آشکار به ایرانیان است
» ای اهورا مزدا رحمتی کن !!!
» ارادتمند شما عزرائیل
» زندگی چیست ؟
» گله ای نیست
» یه حرفایی! همیشه هست
» سر چشمه
» چاي دم کن... خسته ام از تلخي نسکافه ها
» گر او رفت
» سرنوشت
» دیوار
» دست‌ هایت مال من؟
» ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
 

زندگی چیست ؟ سه شنبه 1390/10/06
 

 

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی در همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است،
در آیینه عشق زندگی فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.


سهراب سپهری


پی نوشت : تنها شدن از تنها بودن سخت تره ...


 

 
 
 

گله ای نیست پنجشنبه 1390/10/01
 

 

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم ،کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟

گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست

گله ای نیست،من وفاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال وهوایت –گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا،خوبترینم!کافی ست

 

محمد علی بهمنی

 


 

 
 
» من و پروانگي هايم
» سوزان یگانه (شاعره گرانقدر معاصر)
» وارش ، باران عشق
» شعر و عشق
» نغمه درد
» دانلود ترانه
» چمدون
» الهه عشق
» دل آبی به دنبال دلهای آبی
» کرشمه
» خلوت دل
» یلدا
» صندوقچه دل
» عشق من
» ادامه دارد...
» به تو که هنوز نمی دانمت
» جان جهان
» رویایی در دوردست
» دل نوشته ها (يلدا 54)
» برف (دو قرن سکوت)
  RSS 2.0  

Hear my silent prayer دعا های ارام من رو بشنو... Heed my quiet call رعایت زنگ های من رو بکن..(جواب بده زنگهامو) When the dark and blue surround you وقتی تاریکی شب تورو احاطه کرد Step into my sigh به اغوش من بیا... Look inside the light به نور اغوشم نگاه کن... You will know that I have found you تو میفهمی که من پیشت اومدم (من تورو به اغوشم اوردم ,تو خودت نیومدی)

تبادل لینک
ابزار رایگان وبلاگ
مدل لباس

Weblog Themes By Blog Skin
 

ابزار رایگان وبلاگ