قله قپی
صفر را بستند
که ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم !
اکبر اکسیر
پی نوشت : ... می نویسم اما تو کجا میدانی
می نویسم اما نامه هایم را تو ز کجا میخوانی سوزان یگانه
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ ساعت توسط مهرزاد
|
انگار فروشنده ای مغموم که بادکنک های خیالی اش را باد برده باشد، می نشینیم تنگ غروبی ابدی، و خیره می مانیم به سایه هایی که می آیند و می روند.